من که امسال بعد از سال ها میخواستم برم تظاهرات روز قدس، یه کم زودتر از خونه بیرون اومدم تا ببینم توی شهر چه خبره. در طول مسیرم تقریباً سر هر کدوم از چهار راه های اصلی و حتی بعضی فرعی ها یکی دو نفر مأمور نیروی انتظامی ایستاده بودن. از همون جا می شد حدس زد که وقتی به انقلاب که محل اصلی شروع راهپیمایی سبزها اعلام شده برسم چه خبره. حدود ساعت 9:30 رسیدم انقلاب. میدون انقلاب در کنترل کامل نیروهای انتظامی بود شاید حدود 100 نفر مأمور و تعداد مردمی هم که مشخص بود برای راهپیمایی اومده اند کمتر از این تعداد بود اما توی چهره تک تک این آدمها انگیزه و اشتیاق خاصی دیده می شد. تا حدود ساعت 10 که زمان تعیین شده شروع تظاهرات بود همون اطراف بودم و میدیدم که به تدریج جمعیت زیاد می شه. ترکیب جمعیت اکثراً شامل قشر جوون بود ولی افراد میانسال هم بین اونها دیده می شدن و تعداد کمی هم افراد مسن. یکی از صحنه های جالب، حضور جوان معلولی بود که با صندلی چرخدارش همراه چند نفر دیگه اومده بود و جزء گروه وقت شناسی بود که از قبل از ساعت 10 اونجا حاضر بودن ( نمیدونم اگه من هم چنین وضعیتی داشتم حاضر بودم بیام توی تظاهرات یا این که میگفتم نه من معافم ).
ساعت که به حدود 10 رسید تعداد جمعیت هنوز از 300 تا 400 نفر تجاوز نمی کرد. 10 و 1 دقیقه ، 10 و 2 دقیقه … هنوز داشت به جمعیت اضافه می شد حدود 10:10 تعداد از 500 نفر بیشتر بود به نظر میومد همه آماده اند تا جرقه اولیه زده بشه ولی خبری نبود. یعنی میشد بین این همه مأمور حرکتی کرد ؟ کم کم میشد نگرانی رو توی چهره بعضی ها دید : نکنه مجبور بشیم بدون اینکه کاری بکنیم برگردیم خونه. از دهن خیلی ها میشد کلمه لیدر را شنید که زمزمه می کردند : این جمعیت یه لیدر می خواهد … یه لیدر پیدا نمیشه ؟ … انگار از بین این جمعیت، کسی جرأت نداشت این جرقه رو بزنه.
حدود ساعت 10:15 گروهی که اول چهارباغ روی صندلیهای وسط چهارباغ نشسته یا اطراف اون بودن کم کم شروع به حرکت کردن. اول 5 تا 6 نفر، بعد به دنبالشون 10 نفر و به تدریج این جمعیت که حدود 100 متر با بانک صادرات میدان انقلاب فاصله داشت به سمت اونجا حرکت کرد کاملاً آروم و بدون هیچ فعالیت خاصی. بدون اینکه قبلاً هماهنگی ای بین جمعیت شده باشه مثل اینکه همه این رمز رو فهمیدن و بخش زیادی از جمعیت اول چهارباغ هم به آرومی شروع به حرکت کردن. قبل از اینکه این گروه به بانک برسن صدای جمعیتی بلند شد که کل میدون و اون اطراف رو به لرزه درآورد : نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران.
این صدای جمعیتی بود که روبروی ساختمون بانک صادرات تجمع کرده بودن : بله، هسته اولیه تجمع شکل گرفته بود. مأمورین انتظامی صرفاً تماشاگر این صحنه بودن و یک نفر لباس شخصی هم از جمعیت فیلمبرداری می کرد. شاید لازم نبود فرمانده حاضر توی صحنه به نیروهاش دستور حضور رو بده چرا که صدای این جمعیت به خوبی تا شعاع بیش از یک کیلومتری رو پوشش میداد ( احتمالاً می دونین که در این موارد معمولاً وظیفه اصلی برخورد با مردم به عهده مأموران انتظامی حاضر توی صحنه نیست و نیروهای ضد شورش یا سربازهای باتوم به دست، همراه لباس شخصی ها این وظیفه رو به عهده می گیرن. این نیروهای ضد شورش معمولاً یه جایی نزدیک محل اصلی تجمع مستقر شده و در زمان لازم از این محل خارج می شون. علت این کار هم اینه که نمی خوان با اومدن این افراد به سطح شهر جو ملتهب جامعه مشخص بشه. مثلاً برای تجمعات هتل پل، پارکینگ مجتمع تجاری کوثر و برای انقلاب، پارکینگ بانک صادرات و … از محلهای استقرار این نیروهاست). به هر حال بعد از مدت کوتاهی تجمع توی میدون انقلاب و دادن شعار ( فیلم)، جمعیت شروع به حرکت به طرف چهارباغ عباسی کرد. ظاهراً با پیوستن تعدادی که شاید قصد شرکت در تظاهرات رو هم نداشتند و با دیدن این جمعیت به اون پیوستن حالا دیگه تعداد شرکت کننده ها از 1000 نفر بیشتر شده بود. جمعیت به حدود خیابون سیدعلی خان رسیده بود که نیروهای سرکوبگر رسیدند و اولین حمله رو به مردم شروع کردن. به نظر میومد هدفشون صرفاً متفرق کردن مردم بود طوری که بخشی از تظاهر کننده ها رو به طرف دروازه دولت هدایت کردن و جمعیت به چند بخش تقسیم شد.
از این به بعد، دیگه کل جمعیت نتونست دوباره جمع بشه و بعد از چند دقیقه در دو تا سه گروه به حرکتشون ادامه دادن و شعارها ادامه پیدا کرد (فیلم). توی جمعیتی که من بودم حداقل یه بار دیگه هم چنین حمله ای انجام شد. اما در مورد گروه های دیگه که بخش اصلی اونها جلوتر از ما بودند خبری ندارم. نهایتاً جمعیتی که ما با اون بودیم به دروازه دولت رسید که با حامیان دولت روبرو شدیم. شعار اونها مرگ بر منافق و مرگ بر ضد ولایت فقیه و جواب ما هم مرگ بر دیکتاتور بود. یکی از موارد جالب، تعداد تظاهرکنندگان حامی دولت بود که با وجود همه تبلیغات و امکاناتشون از هر کدوم از مسیرهای 6 گانه اعلام شده ( کلاً 8 مسیر رسمی برای تظاهرات اعلام شده بود که از مسیر شماره 6 : مسجد الهادی، انقلاب … هیچ تظاهراتی در حمایت از دولت نبود و مسیر شماره 8 : مسجد موسی بن جعفر، … انقلاب … هم که بخشی از مسیرش با مسیر ما یکی بود هیچ تظاهر کننده ای را ندیدیم) گروههایی با تعداد 100 تا 300 نفره اومده بودن. این افراد که انگار برای پیاده روی اومده بودن فقط وقتی با ما روبرو شدند بلندگوهای سوار بر ماشینها به شدت فعال شده و مسئولین شعار اونها همه تلاششون رو می کردند تا جمعیتشون رو تحریک کنن برای تکرار شعارهای بلندگوها. هر چند نمی دونم چرا اکثریت این جمعیت هم به این تلاش واکنش کافی نشون نمی دادن. بین اینها فقط تعدادی بسیجی و لباس شخصی بودن که وظیفه شعار دادن علیه ما و در مواردی برخورد رو انجام می دادن. زمان روبرو شدن با حامیان دولت، یکی از افرادی که تلاش زیادی برای دادن شعار و ترغیب جمعیت برای ادامه راهپیمایی می کرد خانوم چادری جوانی بود که جسارت و جرأتش برام جالب بود و به نظر انگیزه زیادی داشت. چند درگیری پراکنده هم توی دروازه دولت انجام شد که در یه مورد یه بسیجی به یه نفر از سبزها حمله کرد و مردم هم به اون بسیجی جواب دادن. یه مورد دیگه هم یکی از بسیجی ها به مرد مسنی حمله کرد و … .
بعد از اون بخشی از جمعیت سعی کردن به طرف میدون امام برن که نیروهای انتظامی اجازه ندادن و فقط به نیروهای حامی دولت اجازه ورود به میدان رو میدادن. البته در طی مسیر هم چند گروه از تظاهر کننده های سبز که از جمعیت جدا شده بودن به دنبال تظاهرات پراکنده رفتن که در چند مورد دیدم نیروهای بسیج و انتظامی اونها رو تعقیب کردن ولی نمی دونم در نهایت چی شد. به هر حال تظاهرات تموم شد و از بعدازظهر هم دولت کودتا، پاش رو گذاشت روی شلنگ اینترنت تا کسی نتونه فیلم ها و عکس ها را بفرسته. هر چند خوشبختانه همون فیلم هسته اولیه تجمع رو یه نفر فرستاده بود که اون شب توی اخبار بی بی سی هم نشونش داد.


درود
در مورد جمعیت بسیار کم لطفی می فرمایید! 10000نفری بودن!